السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )
مقدمه 7
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )
مقدمه به نام پروردگار كار ساز بنده نواز نار خندان باغ را خندان كند صحبت مردانت از مردان كند به حسين مجتهدى فرزندزادهام : فرزندم ، ايزد بيچون را سپاس كه در آغاز زندگانى با كتابى آشنا ميشوى كه علامه كبير سيد بن طاوس ، الگوى فضيلت و تقوى در قرن هفتم هجرى فرزند خود « محمّد » را به وصيت نوشته است ، و علَّامهء بزرگوار مرحوم حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى ، مثل درايت و پرهيز ، در محرم سال 1370 قمرى در چگونگى كتاب و زندگانينامهء مصنّف ارجمندش ، بر آن كتاب طليعه اى كوتاه رقم زده است ، و در آن ، با دقّت و كنجكاوى بيمانند خود ، از مشايخ و شاگردان او در روايت ، و از آثار و تصانيف وى نام برده است چنان كه بر دهها كتاب علمى دانشمندان مقدّمه و تعليقه نگاشته است . اينك ، ترا كه تازه به افق بيكران زندگانى چشم گشوده اى و همه چيز را با جلوه اى نو مىبينى ، و در پى ديدن و دريافتن بدايع جهان هستى گام مىزنى ، در اين ديباچه ، فشرده اى از زندگانينامه اين دو بزرگمرد باز مىگويم تا پس از سعادت آشنايى با آنان ، ارزش والاى گفتارشان را چندان كه در خور طاقت تو باشد دريابى ، و از امواج نور اين طرفه گوهران كه در جزر و مدّ درياى گوهرزاى هستى بدست آمدهاند ، جذوه اى به نصيب برگيرى . فرزندم ، در اين مجموعه با همه توان بينديش و به يقين بدان كه به گفتهء لسان الغيب حافظ شيرازى كه مىفرمايد : « دولت آنست كه بىخون دل آيد به كنار » اكنون دولت آشنايى با اين دو گرانمايه مرد برين تاريخ اسلام ، ترا دولتى است بىخون دل ، حتى بىهيچ تلاش ، به كنار آمده . اينك فرمودهء مولاى متّقيان امير مؤمنان على عليه السلام را به ياد مىآورم كه در نامه به فرزند گرامى خود « امام حسن » عليه السلام مىفرمايد : « . . . زان پيشتر كه ترا دل سخت گردد و خرد در بند شود به تأديب تو برخاستم تا پاى استوار به عقيدتى روى آرى كه اهل تجربه ترا از طلب و آزمودن آن بىنياز ساختهاند . پس ، تو از رنج طلب بىنيازى و از تلاش تجربت رسته . »